اسكندر بيگ تركمان

294

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

كه بزرگزاده طايفهء استاجلو و بشرف مصاهرت اين دودمان سرافراز بود تفويض يافت و شاهقلى سلطان قارنچه را كه از عظماء آن طايفه بود لله و اتاليق او كرده ولايت جام به او اختصاص يافت و مقرر شد كه هميشه در مشهد مقدس با سلمان خان بوده باشد و مشار اليه در حدوث وقايع و صدور سوانح براى او عمل نمايد . بعد از آنكه موكب همايون نواب سكندر شأن از خراسان بعراق نهضت نمود مرشد قليخان از رفتن مرتضى قلى خان و ماندن سلمان خان اظهار بشاشت و خرمى كرده بيخوف و هراس ارادهء رفتن مشهد مقدس معلى و دريافت شرف زيارت روضهء بهشت آساى حضرت امام الجن و الانس نمود و به زبان اخلاص و يكدلى بسلمان خان پيغام داد كه درين مدت بشئآمت كلفت و عناد مرتضى قلى خان و طايفهء تركمان از سعادت زيارت آستان ملايك آشيان امام همام محروم بوديم حالا بحمداللّه و المنة كه معاملات خراسان بر وفق دلخواه دوستان سرانجام يافته و اين مخلص خيرخواه تا غايت به جهت صيانت احوال و عزت و اعتبار ايل و عشيرت استاجلو كه در زمان اسمعيل ميرزا پايمال حوادث و مغلوب اضداد شده بود اطاعت و متابعت عليقلى خان كه از ايل شاملو است اختيار نموده ركاب او ميكشيدم آن جناب مخدوم زادهء قديم كل طبقهء استاجلو است و خدمت او را سرمايهء افتخار و اعتبار خود دانسته طريقهء چاكرى و خدمت گزارى مرعى داشته عند الملاقات در هر باب آنچه رضا و صلاح آن جناب و موجب آسودگى ايل و اويماق باشد عمل مينمايم . سلمان خان چون هنوز استقامتى در ملك نداشت و قشون و لشكر آراسته نبود جمعى قليل كه نزد او جمع آمده بودند مردم پراكنده بىاستعداد بودند و وثوق و اعتمادى نيز بجانب مرشد قليخان و سخنان كذب آميز او نداشت و راضى بآمدن او نبود در كار او متفكر گرديده نه رأى مخاصمت داشت و نه قدرت ممانعت شاهقلى سلطان قارنجه كه مرد عاقل كهنه سپاهى بود بجانب جام رفته در آن وقت در مشهد نبود كه درين باب فكرى بصواب انديشد . القصه مرشد قلى خان بىتأمل و استجازه با معدودى متوجه مقصد شد چون قريب به شهر رسيد سادات عظام و اعيان مشهد صلاح انديشى كرده از بيم مخاطرات و تعب و تشويشات قلعه‌دارى جناب سلمان خانرا بالفت و اتحاد ترغيب نموده آماده استقبال گشتند سلمان خان چون شنيد كه او با اندك مردمى ميآيد عذر مرشد قليخان با سلمان خان حاكم مشهد [ 215 ] بالضروره اظهار خلت و و داد كرده مهمان پذير گرديد و در روزى كه به شهر ميآمد با سادات و خدام آستانه و اعيان مشهد مقدس تا طرق استقبال كرده او را به شهر آوردند و مرشد قليخان با او بادب سلوك نموده چاكرانه اختلاط كرد و مرشد قليخان از راه بآستانه مقدسهء متبركه رفته بشرائط زيارت قيام نموده ميهمان سركار فيض آثار گشت و به جهت رعايت حزم و احتياط چند روز در آستانه توقف نموده از آستانه بيرون نرفت و سلمان خان هر روزه در آستانهء مقدسه با او ملاقات نموده بمراسم ميزبانى پرداخته تكلفات رسمى بظهور ميآورد و مرشد قليخان بفراست تردد خاطر او را دريافته ابواب مكر و حيل گشود و بچرب زبانى و چاپلوسيها اظهار عقيدت خود كرده رفع تردد خاطر او ميكرد تا آنكه جمعى كثير از مردم مرشد قليخان بتفاريق در شهر جمع آمده بعضى از مردم بلوكات نيز كه تا غايت نزد سلمانخان نيامده بودند در آن چند روز آمده